که از همه دل ميبره –
اينجوري تنها ميپره –
مثل فرشته هاس ببين ، رو زمين همتا نداره –
صورت اون قشنگترين ، ماه اينجا معني نداره –
چشماش به رنگ شب ولي* ، امان ز سرخي لباش ، کم از معما نداره -
با اينهمه ناز و ادا ، توي زمين و آسمون ، تک تک ، تا نداره –
قربون اون ميرن همه ، هر جا بره هر جا باشه ، انگار بجز مادر اون هيچکسي رعنا نداره –
ديوونه هاش هزار هزار ، تو کوچه ها خيابونا ، روي لبش واسه اونا حرفي بجز نا** نداره –
ID و همراه هم داره ، واسه پسرها نداره –
شماره هاي رنگارنگ ، بسوي اون راه نداره –
خوشتيپ و ماشين ميبينه ، واسه رفتن پا نداره –
واسه نه گفتن به همه ، خجلت و پروا نداره –
سرش به کار خودشه ، با کسي دعوا نداره –
توي دل مهربونش ، هيچ پسري جا نداره –
نگاه اون به آسمون ، عشقي تو دنيا نداره –
اما ...
خوشگلترين دختر شهر ، ره به دل ما نداره –
حسرت داشتنش ولي پيش ما معني نداره –
نگام بسوي ديگرون ، رو چشم ما جا نداره –
با همه خوبياش ولي ، بخواد نخواد بيخياليم ، فرقي واسه ما نداره
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلي
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطاب
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم""
واسه انتظار دیگـــــــه تاب ندارن میگن این برنامه ها صاب ندارن؟
"عادل" امشب واسه چی دیر اومده؟
بچه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
بحثـــــای داوری غوغــا می کنه "فنایی" فیلمـــو تماشا می کنه
بازیکن خطاشـــو حاشا می کنه اسلوموشن اونــو رسوا می کنه!
-این کجاش تکله ، پسر جان ، لگده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
این از اون یه حرف زشتی شنیده "نصرتی" رو سـاق "بنگــــر"پریده
"کاظمی" گیسای "شیثو "کشیده خطــــا رو "مـــرادی" گیرم ندیده-
کمکش آخ چــــــــــرا پرچم نزده؟!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
وقتی داور یه کم آسون می گیره دفاع از هافبکه نیشگـون می گیره!
جلوی چشمو یهو خون می گیره یهو مصدوم پا میشه جون می گیره
دوربین اون بالا تـــــــو کــــار رصده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
دوربینش شکـــــارچـی حواشیه گاهی هم مشغــول دونه پاشیه
فکر نکن تــــــو این زمینه ناشیه وقتی که میره ســـــراغ حاشیه
ده تا هم روش میذاره، گاهی صده!!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
توی تمرین "خطیبی" قدری شله "واحـــدی" این روزا قــدری تپله
کار "شیری" روی "طالب لو" فوله نه قبول نیس آقــا ،کی گفته گله؟
همــــــــه دیدن گله مردوده، رده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
ســـــر تیم مـــــا رو پخ پخ بریدن ســـــه تایی رو گلـــــــر ما پریدن
فحشمـــون دادن و مردم شنیدن اینکه شش تــــــا گل ما رو ندیدن-
همش از روی لجــــــــه یا حسده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
این میگه: من تو رو افشا می کنم! اون میگه: مشت تو رو وا می کنم!
اگــــه دعـوا داری دعـــوا می کنم یه گزارش واســـــه فیفا می کنم
مواظب باش تــــوی دستم سنده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
"فيروز" این ور نداره عصب-مصب پريده روي هوا ســـه چار وجب!
"جلالی" افتــاده تـــوی تاب و تب تو لکــه "بیژن ذوالفقــــــار نسب"
بحث "فرهـاد" و "اميـر" و "صمده"
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
"مس کرمان" شده فکّش پياده "سایپـا" هی باخته ولی وا نداده
"صبا باتری" میگـه شارژم زیاده "راه آهـن" ســــرور برج میلاده!!
"اکبر آقــا" کارشو خـــــــــوب بلده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
روی سکّو یکی معقول می شینه بازی رو محترمــــــــانه می بینه
اون يکي -اونکـــــه اراذل ترينه - پشت هم ترقه هـــاش تو زمینه
اونیکه ســـــــــوراخه انگار خرده!!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
اگه تیمش ببـــازه خـون می کنه ولوله تـــــــــوی خیابون می کنه
دل مردم رو پریشـــــون می کنه خط واحد ها رو داغـــون می کنه
این تماشاگـــــــــــره یا دیو و دده؟!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
چفدَر فوتبــــال مــــا هــای لِوِله تیم ملی تــــــــوی کوچه ها وله
کشتی فدراسیون تــــــــوی گله چش بــــه راه ملــــــــــوان زبله
توی این دریـــــــا عجب جزر و مده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
همه ي برنامـــه ها باد هــــــوا شده فوتبــــال يه مريض بي نوا
رودلش هزارتـــــــــا درد بي دوا ما ميگيم امّـــــــا کو گوش شنوا
"بوالفضول"! گير نده ، اين کارا بده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم
از زن و غر زدن روز و شبش آزادم
نه کسی منتظرم هست که شب برگردم
نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم
زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب
نرود از سر ذلت به هوا فریادم
"هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست"
نکته ای بود که فرمود به من استادم
شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور
چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم
هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند
محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)
زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!
مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم
مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم
نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!
هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم
نه برای دل هر دختر و زن فرهادم
الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: "من
از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟"
![]()
![]()
![]()
| دوباره تازگی ها گیر دادند صغیر و پیر و برنا را گرفتند به عنوان شریک جرم ِآدم همین امروز حوا را گرفتند یوزارسیف زنگ زد فوراً صد و ده و آن ها هم زلیخا را گرفتند به جرم اغتشاش ، ایجاد وحشت عصای دست موسی را گرفتند نموده چون دخالت در پزشکی یکی می گفت عیسی را گرفتند به جرم بخشش آن دو به خالی جناب حافظ مارا گرفتند سپس افغانیان هم از لج او سمرقند و بخارا را گرفتند خبر آمد که مجنون خودکشی کرد به جرم قتل لیلا را گرفتند ویک شب گشت آمد کوچه را بست سپس وامق و عذرا را گرفتند والبته به جرم منکراتی وایضاً مرغ (عشقا ( را گرفتند به جرم کشتن سهراب ِناکام شنیدم رستم آقا را گرفتند از اول چون که «او» با ما نبوده لذا مستر اوباما را گرفتند طرف شد ازقاچاق ارز دارا ولی بیچاره سارا را گرفتند طرفداران اشعار کلاسیک یورش بردند و نیما را گرفتند دکان (مطربا ) را تخته کردند وبیچاره نکیسا را گرفتند به جرم خوردن بید مشک و کاسنی عرق خورهای کسری را گرفتند کمر را چون که نرمش داد بابا به جرم رقص بابا را گرفتند به جرم اختفای دیش و آنتن تمام پشت (با ما ) را گرفتند وجالب تر به جرم کشف عورت پریشب کــّل ( مرغا) را گرفتند به جرم گفتمان های سیاسی دوتا طوطی و مینا را گرفتند سُراییدند خیلی ها اراجیف ولی تنها آرمان! را گرفتند |
البوم کلاس عشق از پسرهای خیابونی( jimmy, n.z ,afat , craydel)وبا همکاری تانیا و ارش موزی و گروه d.n.e
پست بسیار ویژه

ادامه مطلب

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
I can't tell the reason... but I really like you
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
How can you say you love me?
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم
Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنيه،
because you are caring,
هميشه بهم اهميت ميدي،
because you are loving,
دوست داشتني هستي،
because you are thoughtful,
با ملاحظه هستي،
because of your smile,
بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت
The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون

Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟
No! Therefore I cannot love you
نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم
Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason?
عشق دليل ميخواد؟
NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم
Mature love says "I need you because I love you"
"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه
سری سوم
ادامه مطلب
در ادامه ی مطلب بخونید
ادامه مطلب
سری جدید
ادامه مطلب
ادامه مطلب
هرکجا هستم باشم
به درک!![]()
من که باید بروم!
پنجره،فکر؛هوا،عشق زمین
مال خودت!![]()
من نمی دانم نان خوشکی
چه کم از مجری سیما دارد!![]()
تیپ را باید زد!
جور دیگر اما...![]()
کار را باید جست.![]()
کار باید خود پول
کار باید کم و راحت باشد!![]()
فک و فامیل که هیچ...
با همه مردم شهر پی کار باید رفت!![]()
بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زیر پل و مرکز شهرباید جست!![]()
سید خندان یه نفر!
سوئیچم کو؟
چه کسی بود صدا کرد دربست!![]()
گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي
كـه شـده رابـطـه مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي
كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود داتكـامي
حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟
برده يا "داتكام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم بـيشـترك
جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است
بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك
قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم
كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن
هـمـه را جاي "اوكِي" ، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم
يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت
روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد
خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شدهام
دلـخـور از گـردالـيِ @ شــدهام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون
كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد
هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد
هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي
ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه اي پـسـت نـمـودم بـهـرت
بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت
بگو در کل دنیا برق رفته
بکن یک لامپ را در خانه خاموش
نمی دانی که صد جا برق رفته ؟
تمام شهر از بالا به پایين
و از پایین به بالا برق رفته
نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته
خداوندا به کل شهروندان
بده «صبراً جمیلا» برق رفته !
اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته
ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته
رود مجنون که ups بیارد
سر میک آپ لیلا برق رفته
چو برقت می رود خوابت می آید(!)
لالا لالا لالالا برق رفته
پیامک می زنی: «meeting canceled»
ندا! سارا! سمیرا! برق رفته
فلانی در سخنرانیش می گفت:
«لذا ایضا لهذا برق رفته
نبودِ برق یک بحث جهانی است
همین الان اروپا برق رفته
به جان حضرت حافظ که چندی است
سمرقند و بخارا برق رفته...»
جواب بچه را بابا چنین داد:
نمی یابیم قاقا برق رفته
به جای قصه ی دارا و سارا
از این پس: آب بابا برق رفته
دعاهامان نمی گردند اجابت
مگر در عرش اعلا برق رفته؟!
«مسلمان نشنود کافر نبیند»
که حتی در کلیسا برق رفته!
«بیا تا دست یکدیگر بگیریم»
بیا کاری بکن تا برق رفته
فضا آرام و تاریک و رمانتیک
درست عین تو فیلما! برق رفته
و مردی با زنش می گفت هر شب
صدا کم کن که سیما برق رفته!
«مرا کیفیت چشم تو کافی است»
ولی افسوس! حالا برق رفته
«الا یا ایها الساقی ادر کـَ...»
که ناگه بین اجرا برق رفته!
اگر قدر انرژی را بدانیم
نمی بینیم فردا برق رفته
خودم اســراف کردم در همین شعر
بسی ور رفته ام با «برق رفته»
درون بیت بیتش آب بستم
و در مصرا به مصرا برق رفته!
دوباره ماند شعرم نیمه کاره
دوباره باز گویا برق رفته...
اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟
گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون
عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار
اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي
هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه !
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه !
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه !
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه !
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه !
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره !
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری !
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه !
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه !
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه !
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه !
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره ! نکته مهمتر از کنکور یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه !
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده !
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه !
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره !
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه !
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه - صغرا= هانی - کبری= مانی !
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره !
یه دختر خوب پشت سر دیگرون غیبت نمی کنه !
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه !
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه !
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو !
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی ، شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه !
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن !
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه !
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
مشخصات يک پسر خوب:
1- پسره خوب تنهايي ميره سينما وپارک
2- . يه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نميره
3- . يه پسره خوب وقته برگشتن به خونه ماشينش بوي اُدکلنه زنونه نميده
4- . يه پسره خوب تو کلاسّه دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومي نميشينه
5- . يه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفنو بوس نميکنه
6- . يه پسره خوب وقتي مياد خونه قرمزيه رُژه لب رو صورتش ديده نميشه
7- . يه پسره خوب بعد از شنيدن اسم جنّيفر لپز استغفرالله ميگه!!!!!!!!!!
خصو صیاته جیمی
اسم:جیمی
لقب:جنی
شغل:مهندسی دختربازی
عاشق:رفیق-قلیون-قرمه سبزی-
متنفر از:نا رفیق-کلمه هایی مثل (اگه.شاید.باید.غیر ممکن.برام مهم نیست)-شماعی زاده با اون گیتارش-دخترای گربه صفت-کره ی زمین-دیکته-چراغ قرمز-بسیج-کلان و از همه مهمتر ادمایی که نظر نمیدن
ترس از:غضب خدا-امتحان--سوسک-ارتفاع
خواننده ی مورد علاقه:مرحوم هایده
ورزش مورد علاقه:قلیون
بهترین تفریح:قلیون
بهترین تفریح:قلیون
مقاماته بدست اورده:برنده ی۳دوره کامل مفت خوری درجواره
لاشخورهای تهران/برنده ی پرش بامانع از مدرسه دخترونه
برنده ی بهترین موس کشه جهان
/۶مداله طلای بهترین زید باز ایران/
تازه اینم شماره تلفنه من////////////////////////////
واسه خوندنش چشه بصیرت میخواد
شوخی کردم بدل نگیرید بزارید روپاتون باهاش روپایی بزنید
برای توضیحات کامل به کتاب شنگولو منگول مراجعه کنید
..............................................................
.يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم !
...............................................................
.«سوتي سال» استاد: اسپرم انسان سرشار از پروتئين، ويتامين و قند است. دانشجوي دختر: ببخشيد استاد، پس چرا شيرين نيست؟
..............................................................
.يه عربه زياد نخود ميخوره، سرطان گوز ميگيره
...................................................................
..قانون 11 نيوتون: اگه با سرعت نور کون بدي، ميتوني يه ملت و نون بدي
...................................................................
..فرق کون دادن با رو دادن: اگه کون بدي يه شب ميدي، اگه رو بدي هر شب ميدي -
..................................................................
.با دوست صميميت مثل دو لپ کون باش که فقط وقت ريدن از هم جدا ميشم
.................................................................
.عشق مثل کون ميمونه : سفيد جذاب پر سر و صدا ... آخر سر هم ميرينه به همه چي .
....................................................................
. .اخبار ديروز: به يک زن رشتي که در پارک مشغول دويدن بود تجاوز شد. اخبار امروز: امروز هزاران زن رشتي در پارکها ميدوند
....................................................................
.. .سالها بود ترا ميکردم/همه شب تا به سحر دعا/ياد داري که به من ميدادي/درسه آزادگي و مهر و وفا/همه کردند چرا من نکنم/وصفه روي گله زيباي تو را/تا ته دسته فرو خواهم کرد/خنجره خود به گلوگاه نگاهه تو/اگر خم نشوي تو نرود/قده رعناي تو از اين اندرگاه
....................................................
فحش جديد از ترکا2 يه کاري نکن دهنمو باز کنم برينم بهت...!!! ميخواي سر من کلاه بذاري؟؟؟ريدم تو اون کلاهي که ميخاي سر من بذاري...!!!
.........................................................
سه کس را ک-*-ر-*-دن رواست: . . . . . . . . الان يادم نيست کيا بودن ولي تو هم توشون بودي...!!!
..........................................................
براي ترويج ازدواج درقزوين: برادرکوچک عروس خانوم به عنوان اشانتيون داده ميشود
..............................................
به قزوينيه ميگن چرا زن نمي گيري ميگه هنوز برادر زن دلخواهم رو پيدا نکردم
........................................................
اگر ديدي پيرمردي بر جواني تكيه كرده بدان كيرش در آن كون رخنه كرده اگر بعد از 2 ساعت ول نكرده بدان در اوج لذت سكته كرده
.....................................................................
شلوارت رو بكش پايين چون داره اس ام اس كيري واست مياد
...............................................................................
ديشب خواب ديدم با موتور زدم بهت ، دفنت كردم از قبرت نور مي باريد نگاه به قبر كردم ديدم چراغ موتورم تو كونت جا مونده
....................................................................
اصفهانيه ميخ ميره تو كونش دكتر ميگه 5 هزار تومن بده درش ميارم اصفاني ميگه 500 تومن بگير كجش كن
...............................................................
جلوتر نره بگيرش توي دستت ، بعد سرش رو بيار جلوي سوراخ ، آروم عقب و جلو كن كه پردش پاره نشه . عجب حالي ميده اين گوش پاك كن
..............................................................................
قانون 17 نيوتون : چه وقت سرعت صوت ار نور بيشتر مي شود ؟ جواب : وقتي خايت لاي در گير مي كنه
...................................................................................
نمك خوردي نمك ها نوش جونت نمكدون رو چرا كردي تو كونت ؟
...................................................................................
يه كون داري شاه نداره سوراخ داري چاه نداره به كس كسونش نمي دي به ما كه نشونش نمي دي به كسي مي دي عرب باشه كيرش 7-8 وجب باشه
................................................................................
رشتيه شب مي خواد بخوابه دعا مي کنه حق به حق دار برسه صبح که بيدار مي شه مي بينهه هيچ کدوم از بچه هاش نيست
.........................................................
برگرد خاک بر سرت خيلي اني-- -- --- -- -- -- -- -- -- -- هميشه در قلبه مني ريدم به اون قيافت--- --- -- -- -- -- -- --- -- -- -- -- - دوست دارم کثافت !
.................................................................
یه خروس دارم روزی 6 تا تخم می ذاره
باور نمی کنی؟ اینم عکسش:
_=/.l.\=
_(^\/^)
.\{= =}/
_j-----L
این هم تخم هایی که می ذاره:
O O 0 O O 0
.............................................................................
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
این پیامک جهت خراب کردن دکمه پایین گوشی شما ارسال شده و استفاده دیگری ندارد
.................................................................................................
از کدوم طرف نازتو باید بکشم؟
!<<
(",)
<( )>
,,J L,,
از این طرف؟
>>
(,")
/( )>
,,J L,,
یا از این طرف؟
//
(,")>
<( )'
,,J L,,
من که گیج شدم!!!
.............................................................
جشنواره فيلمهاي ايرانسل: من ترانه ديگه شارژ ندارم، در جستجوي آنتن، چند ميگيري اس.ام.اس ندي؟؛ شبا آنتن نميده آيدا
..................................................................
یک کشاورز نمونه در اقدامی بی نظیر توانست با پیوند درخت پسته و زیتون درخت پستون به عمل آورد
......................................................................................
شب چهارشنبه سوري ميبينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار ميگيرن ميفهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست ميكردن بعد از روش ميپريدن
......................................................................................
ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار ... تو انتخابات رای میاره
.........................................................................................
آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟ جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد .
.........................................................................
رشتیه میره تو یه خونه فساد ... زنشو اونجا می بینه ، میزنه زیر گریه ....... زنش می گه : چی شد ؟ ............. رشتیه می گه : " منو ببخش ، به خدا رفقا اغفالم کردن که اومدم اینجا
......................................................................
مگسه از رو پاي خانومه پا ميشه ميره مي افته تو ليوان آب ترکه ترکه ميگه: بي ناموس حالتو اونجا مي کني غسلتو اينجا؟
..........................................................
روباهي به زاغي گفت: جوون، چه سري، چه دمي، عجب پايي؟ زاغ عصباني شد و گفت: بيتربيت! خجالت بكش. اون موقع من كلاس پنجم بودم. حالا شوهر دارم
...........................................
ترکه ماشينش پنچر ميشه...ميره از لوله اگزوز فوت ميکنه..لره رد ميشه..ميگه:خره...تا صبح هم فوت کني لاستيکت باد نميشه...چون شيشه هاي ماشينت پايينه
....................................................................
۲)فرج الله سلحشور: صحنه پیشنهاد زلیخا بارها گرفته شد٬ چون مجبور شدیم ۲۵ بار به هنرپیشه ی نقش یوزارسیف بفهمانیم تو باید امتناع کنی
۳)یه ضرب المثل قزوینی میگه: زندگی بدون عشق مساوی است با جمعه بدون یوزارسیف
۴)شعار هفته بسیج: زلیخا در چه فکریه, یوزارسیف هم بسیجیه
۵)زندانیان زندان قزوین، با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند
۶)درگذشت نابهنگام آمن هوتب سوم را به تمام آمون ستیزان دنیا تسلیت می گوییم
۷)زلیخا اعلام کرد اگر به جای یوزارسیف محمد رضا گلرزار ایفای نقش کرده اینقدر به دردسر نمی افتادم
۸)پس از استقبال کم نظیر از سریال حضرت یوسف، سریال حضرت نوح در دست اقدام
است.
از شما علاقمندان جهت تست بازی در فیلم کشتی نوح دعوت می گردد.
به جهت نیاز به هر دو جنس (نر وماده) افراد متأهل در اولویت می باشند.
۹)و این گونه بود که پس از دیدار یوسف و زنان مصر پرتقال خونی به بازار آمد !
۱۰)پوتیفار جهت تنبیه زلیخا از احمدی نژاد درخواست کرد که ادامه نقش یوزارسیف را به عهده بگیرد...
۱۱)واحد نظرسنجی صدا و سیما:
"نظر شما راجع به بیشنهاد زلیخا چیست؟"
1.زود بود
2.دیر بود
3.به موقع بود
4.کاش جای یوسف یودم!!
۱۲)پوتیفار جهت تنبیه زلیخا از احمدی نژاد درخواست کرد که ادامه نقش یوزارسیف را به عهده بگیرد...
سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن می خوام ..... مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم .....مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟ ....... شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم ...... مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم . خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد ....سیندرلا گفت : سلام....... فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟ ...... سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم .......فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟ فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ .... فرشته : بعله می خوره .....سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای. فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟....... سیندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟..... سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم.....فرشته : چرا نمیری؟........ سیندرلا : آبروم می ره....... فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم ....... سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره !!!!! شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد . سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو می گیری ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سیندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم ، به هیچ خری هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا ... داماد و ببوس یالا ... سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند
ای تو فرشته قلب شکسته من
ای گلدسته این دل عاشق من
به خداوندی خدا دوست دارم
ای تو زیباترین زیبایی
ای رویای بیداری
به خداوندی خدا دوست دارم
ای بیقرار دلم
ای تک درخت دشت سرخ قلبم
به همین لحظه مقدس عشق
دوست دارم
ای آنکه چشمت بارانیست
رگهایت از خون محبت جاریست
به آن چهره مقدس عاشقانه ات قسم
دوست دارم
ای ساحل امیدم ای موج بی قرارم
ای کوه پر غرورم ای سبزی بهارم
به همان چشمان پر اشکت قسم
دوست دارم
ای زندگی من ای آغاز من
به همان لحظه دیدارمان قسم
دوست دارم
جیمی به خدا دوست دارم
دیگه
نمی ونم با چه زبونی بگم ![]()
![]()
![]()
![]()
شقایق
2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم
4_ سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه
7_ پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!!
9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.
10_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14_تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15_ بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كارندارم (منضورم رو تخت خواب نيستا)
17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته:اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فاميلاتون رديفه)
18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين
19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين
20_...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آيندهتون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف ميشيد، مي پكيد
حالا گذشته از اینا من یه جایی شنیدم که اگه تمومه پسرای ایرونی ازدواج کنن باز هم ۶ میلیون نفر تو ایران دختر اضافه میمونه پس از خانم های محترم خواهشمندیم مواظب خود باشید ![]()
نوشته شده توسط جیمی حالا ببینم شقایق درباره ی پسرها چی مینویسه
یک نفر...
یک جایی...
تمام رویاهاش لبخنده توست...
وزمانی که به تو فکر می کنه...
احساس می کنه که زندگی واقعا"با ارزشه...
پس هرگاه احساس تنهایی کردی...
این حقیقت رو بخاطر بسپار...
یک نفر...
یک جایی...
(در حال فکر کردن به توست)
خاکسترم را باد برد
ادامه مطلب
باشه به ذهنم نمی رسه

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی
دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
خلاصه بگم شقايق دوست دارم
بیشتر فکر می کنم می فهمم چیزی تو این دنیا نیست که لایق تو باشه تو این همه
کلمه من برای گفتن حرف دلم کلمه کم می آرم
ولی اگه می خواهی بدونی چقدر دوست دارم برو زیر بارون و قطره های بارون و
بگیر اونایی رو که می تونی بگیری تو منو دوست داری و اونایی رو که نمی تونی
بگیری من تو را دوست دارم
از آتش پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من سوزانتر است
از گل پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من زیباتر است
از شمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من عاشق تر است.
از خودش پرسیدم تو کیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ![]()
زندگی ماله تو، مرگ ماله من
راحتی ماله تو، رنج ماله من
شادی ماله تو، غم ماله من
همه چیز ماله تو
ولی تو ماله من
love story3

کاش دردهکده ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگرگاه کمی لطف به هم میکردیم مختصربودولی ساده و پنهانی بود
کاش دلهای پرازپرسش مردم کمتر غرق این زندگی سنگی وسیمانی بود
دل اگررفت شبی کاش دعایی بکنیم رازاین شعرهمین مصرع پایانی بود
![]()
![]()
![]()
تقدیم به همه ی عاشقای دنیا دوست دارشما جیمی![]()
![]()
![]()
![]()
به سنگهاگفتندبییاییدوانسان باشیدسنگهاگفتندماهنوزبه اندازه یکافی سخت نیستیم
خداحافظ دیگه رفتم پایان ثانیه ام هرجایی که ساعت ببینم عقربه هاشو میشکنم
حتی نشدواسه یه بار من بدیهاتو خوب کنم خورشیدو کشتم تا جات خودم برات غروب کنم![]()
عشق مانند ساعت شنی میماند که قلب را پر و عقل را خالی می کند
یه عمره با تار موژهات دارم که گیتاد میزنم نگاهتو کوک نکونی من خودمو میزنم поопао
من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی ولی باخفتو خواری پی شبنم می گردم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که میمیر م

اینجا نیستی ! تنهای تنها ، با سکوتی سخت درگیرم
و می دانم ، اگر دیگر نیایی ،
در غروبی سرد و غمبار و پر از تردید می میرم !
امید بازگشت تو ، مرا زنده نگه می دارد و آری
تو می آیی !
تو می آیی بهانه من ،
و می دانم دوباره شاخه های خشک احساسم ،
جوانه می زند ،
لبریز از عشق و شکوه زندگی می گردد و با تو ،
تمام لحظه های تلخ پاییز و زمستان را ،
تمام لحظه های بی تو بودن را ،
تمام خاطرات سرد و بی روح نبودت را ،
شبیه قاصدک ، در دست های باد می اندازد و دیگر ،
به آن فصل پر از دلتنگی و سرما نیندیشد !
تو می آیی بهانه من ،
تو می آیی ،
و شوق دیدنت ، این شاخه های خشک را زنده نگه می دارد و
تنها به شوق تو ،
سکوت ژرف و سرد مرگ را بدرود می گوید !

تقدیم به
شقايق

دیوانه پرسید
عشق چیست ؟!
عاقل جواب داد :
دیوانگی ...
و دیوانه بی تفاوت به راه خود ادامه : ....





عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود














اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنم
دوستت دارم
شقايق
بر بالای افق ایستاده ام
به روزی می اندیشم که با تو باشم
جانم را به باد صبحگاهی می سپارم
با همه خداحافظی میکنم
چرا که تو در منی در تار و پودم
و موجی لطیف برخاسته از جان تو
تا عمق وجودم می دود
و راهی جاودانه پیش رویم گسترده میشود
و من پرواز میکنم به سوی تو
به تو می اندیشم به ارمغان صبح
به نامت
که عاشقانه بر زبان جاری میکنم
به تو می اندیشم




نان را
هوا را،
روشنی را،
بهار را از من بگیر
اما
خنده ات را هرگز، تا چشم از دنیا نبندم.

توي نگاهت عشقو ديدم ، تپش قلبو شنيدم
توي جاده هاي احساس من به عشق تو رسيدم
توي کتابا عشقو خوندم عکس خورشيدو سوزوندم
جاي خورشيد توي کتابا نقش چشماتو نشوندم
توروخدا برگرد من خيلي دلم واست تنگ شده ... من خيلي دوستت دارم ...
نمي دونم ديگه چه جوري بگم که خيلي بهت احتياج دارم ... به حرفات ، به
دلداريات ، به مهربونيا و محبتات ... تورو خدا برگرد ...
از روزي که تو رفتي پريده رنگ شادي
اما خورشيد مي تابه مثل يه روز آبي
چطور هنوز پرنده داره هواي پرواز
چطور هنوز قناري سر ميده بانگ آواز
مگه خبر ندارن تو نيستي در کنارم
چرا بهت نگفتن بي تو چه حالي دارم
لعنت به اين تنهايي دلم برات تنگ شده ...
لعنت به اين تنهايي دلم برات تنگ شده ...
لعنت به اين تنهايي دلم برات تنگ شده ...
لعنت به اين تنهايي دلم برات تنگ شده ...



دوست دارم شقايق





من نمی گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش
آه! در شهر شما ياری نبود قصه هايم را خريداری نبود!!!
وای! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود
از درو ديوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد
خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان
اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلی،کسی مجنون نشد
آسمان خالی شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان
کوه کندن گر نباشد پيشه ام بويی از فرهاد دارد تيشه ام
عشق از من دورو پايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود
هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!
هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه! هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه!
هيچ کس اشکی برای ما نريخت هر که با ما بود از ما می گريخت
چند روزی هست حالم ديدنیست حال من از اين و آن پرسيدنيست
گاه بر روی زمين زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت:
" ما زياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آنچه می پنداشتيم"














شقايق
شقايق
شقايق
شقايق











































راز یه شــب بارون زده و مــن و هــجوم بی کسی
منتظر مونده ام تا تو هــم کــی به دادم برسی
واژه به واژه خـــــط میزنــم شعر بی تو موندنُ
نمیشــــه از یـــــادم بــــره غــــزل از تو خوندنُ
نهــــــــایت حضـــورم تو غــروب بی همنفسی
طلـــوع تـــــرانه ای تو کــــوره راه دلــــواپسی
شــــک نکن، موندنم به پــــــــات یه قصه درازه
یه قماره که عشقُ به سادگی به پات می بازه
تـــــو بهونه ای برای ایــــن عاشـــــق ماتم زده
بـــــا تموم بی مهریات بـــــاز به سراغت اومده
اومــــدم باز با تــــــو بخـــــــونم از یـه راز نگفته
چـه حیف که هنوزم گل ترانه هام نشـــــــکفته
تو سپیـــــــــده دمی که دل، باز هوایِ عشقُ داره
بی تو شبگردی غزل خون تا خروس خونش بیداره












